آساره

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

آساره

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

آساره
چشم هایم را میبندم شاید خودم را درونم یافتم
بایگانی
نویسندگان

۴ مطلب توسط «Asare ..» ثبت شده است

يكشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۲۶ ب.ظ

گل بود به سبزه نیز اراسته شد

به احوالات پست قبل سرماخوردگیم اضافه میکنم 

۰ نظر ۲۲ مهر ۹۷ ، ۲۱:۲۶
Asare ..
يكشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۰۰ ق.ظ

مبهم ناممکن

در یک اتاق سرد گوشه خانه بعد از آن همه گریه نشستم و به فکر های اوار شده در سرم فکر میکنم 
همه روز های رفته و نیامده روی سرم اوار شده و فکر چه شد و چه میشود 
دلم میخواهد دور شوم از همه از فضای متشنج اطرافم و روزهای ناارامی که میگذرد و تمام نمیشود 
به رازهای قلبم به نگفته های درونم به مچاله شدن های وجودم به پس زده شده های مزمنم به اشک های ریخته ام 
گاهی دغدغه ی ادمها برایم مسخره تر میشود در برابر این همه فشاری که از همه طرف تحمل میکنم 
چشمهای بسته ام ارامشی نمیابد 
مبهم تر ازینی که هست ممکن نمیشوم 
حالم گرفته 

۱ نظر ۲۲ مهر ۹۷ ، ۰۱:۰۰
Asare ..
جمعه, ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۳۰ ب.ظ

زمان

زمان همیشه دلیل خوبی برای سکوت من بوده 

همیشه زمان که بگذره حساسیتت کمتر میشه رو خیلی چیزا 

نه که عادت کنی نه ...

فقط انگار زمان ارومت میکنه 

محبت که نبینی دیگه چیزی نمیگی اذیتت که کنن ساکت میشی 

این سکوت از روی این نیست که نمیتونی اعتراض کنی 

فقط واسه اینه که کمرنگ بشی اونقدر کمرنگ که محو بشی 

که دیگه نبیننت

۷ نظر ۲۰ مهر ۹۷ ، ۱۳:۳۰
Asare ..
سه شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۹ ب.ظ

ذاتی

بی حسی مطلقش را حس میکنم 

بی حسی ناشی از هر چیزی که باشد بی حسیست فرقی نمیکند 

خودم را گول نمیزنم 

دیگر خودم را گول نمیزنم 

نمیدانم فردا و فرداها قرار است چه بشود 

فقط میدانم که 

میشود 

۱ نظر ۱۷ مهر ۹۷ ، ۲۱:۰۹
Asare ..