آساره

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

آساره

نمیدانم که چرا انسان تا این حد باخوبی بیگانه است... وهمین درد مراسخت می آزارد

آساره
چشم هایم را میبندم شاید خودم را درونم یافتم
بایگانی
نویسندگان
دوشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۷، ۰۱:۱۶ ق.ظ

این شبها

چقدر دلم میخواست زنگ بزنی و باهام حرف بزنی ..

نمیدونم لابد سخته از همه آدما دل بریدن بالاخره هرچیم باشه تهش ادمه 

کی میدونه شبا تو خودت مچاله میشی 

کی به فکر اینه شبا قلبت سنگین میشه و درد میگیره 

میدونی من شبیه اون ماهیم که تو تنگش گریه میکرد تا بتونه تو اشکاش زنده بمونه 

نمیدونی ...

نه که نتونی نمیخوای عزیزدلم 

آخ که چقدر عزیزدلمی ...

اره من دلم میخواد بغلت کنم و کنار گردنت نفس بکشم همینقدر نزدیک 

همینقدری که بغضم بگیره و بزنم زیر گریه 

یادته؟ دختر قصه و دلتنگیای همیشگیش

اره من سکوت میکنم و اونقدر منطقی به نظر میام که کسی باورش نمیشه من بیست سالمه  اما تو میدونی من چقدر گاهی خالی میشم از همه چیز و گاهی چقدر پر میشم از همه چی

میدونی چیه ؟ تو شبیه خودتی 

شبیه خود خودت 

میفهمی که چی میگم ؟

۹۷/۰۸/۰۷
Asare ..

نظرات (۷)

:/
پاسخ:
😑
دقیقا، هیشکی نمی تونه جای اون رو بگیره
نمی دونم چرا بعضی آدم ها فکر می کنن که بعضی از دردها خوب می شن :-(
پاسخ:
باید خوب بشن
😢
پاسخ:
😔
من فک میکنم الان اکثر آدما شبای زیاد خوبی ندارن
آخ که چقدر همه چیز شبا پررنگ تر و درد دارتر میشه:(
پاسخ:
آدم دلش میگیره
۰۷ آبان ۹۷ ، ۱۱:۱۵ سنجاب کوچولو
دلت شاد بانو جان
پاسخ:
ممنون
درد مشترک اکثر آدمها امروز ! ایکاش بشه گذر این دوران,  خوش رنگی و گرمی رو از دلهامون نگیره ! دلت گرم لبت پر خنده عزیز 
پاسخ:
اوهوم
ممنون شما هم همینطور
کاش روزی بیاد که هیچکس هیچ مشکلی نداشته باشه.
پاسخ:
کاش روزی یاد بگیریم چطور مشکلارو حل کنیم 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">